آریو پرواز

خاطرات سفر

خاطرات سفر به کیش

سلام امروز میخوام راجع به خاطرات سفر خودم و همسرم به کیش و خاطرات قشنگمون و کلی اتفاق جالب که برامون افتاد حرف بزنم.

 

آشنایی با رویا و تور کیش برای ماه عسل

 

من و رویا (همسرم ) چند سالی بود که همو می شناختیم با همدیگه توی دانشگاه آشنا شدیم. اولین بار که دیدمش خیلی خجالت میکشیدم که برم جلو بهش حرفمو بزنم دوستام دورمو هی می گرفتن که برو بهش بگو میگفتم اگه بگه نه چی؟ میگفتن هیچی نمیشه لااقل حرف دلتو زدی.

خیلی تلاش کردم اما نمیتونستم ترسمو کنار بذارم و جلو برم و بهش بگم. یه روز دیگه نتونستم، دیدم خیلی وقته  فقط دارم از دور میبنیمش و حواسم بهش هست ولی هیچ کاری نمیکنم. بالاخره دل و زدم به دریا و آماده شدم که حرفم و بهش بزنم. قبل از گفتن حرفم بهش تمام چیزایی که میخواستم بهش بگم رو اماده کردم و عین دیوونه ها جلوی آیینه با خودم هی تکرارش کرده بودم.

لباس سورمه ایی رو از کمدم در آوردم اتو کردم با شلوار مشکیم و کفشام پوشیدمشون. راه افتادم سمت دانشگاه همونطور که دوستام میگفتن خبریه؟ و می گفتم نه، ته دلم میترسیدم و از یه طرفم خوشحال بودم. بالاخره توی حیاط دیدمش، رفتم سمتش با دوستاش بود با کلی زحمت تونستم از دوستاش جداش کنم تا باهاش حرف بزنم. تا اومدم حرفام رو بگم شروع کرد به حرف زدن و کلا رشته کلامی که برای خودم چیده بودم از ذهنم پرید.

سر همین موضوع یکم بهم ریختم و استرس گرفتم ولی بهش حقیقت ماجرا رو هر طور شد گفتم. اول گفت نه معمولاهمین شکلیه بعد که یکم منو دید و شناخت گفت باشه و قبول کرد که با هم ازدواج کنیم. کل دوران دانشگاه و با هم بودیم و میخندیدیم  و همدیگر رو خیلی خوب شناخته بودیم.

 

با هم قرار گذاشتیم که من برم سربازی و برگردم بعد خانواده هامون با هم آشنا بشن، واقعا دو سال سربازی سخت گذشت. نمیتونستم رویا رو ببینم ولی بالاخره تموم شد و خانواده هامون با هم آشنا شدن. بعد انجام رسم و رسوما و رفتن ها و اومدن ها و گل و شیرینی گرفتن ها بالاخره جواب مثبت رو از خانواده عروس گرفتم. بعد ۶ سال که باهم اشنا شده بودیم بلاخره ازدواج کردیم.

من کارمند اداره بیمه بودم و از اداره برای ماه عسل مرخصی گرفتم. با اینکه خیلی سخت قبول شد ولی بلاخره قبول کردن. با رویا راجع به ماه عسل حرف زدیم و بالاخره تصمیم گرفتیم تا یه مسافرت خوب و ارزون داشته باشیم که هم پولمون حفظ بشه و هم ماه عسل خاطره انگیزی رفته باشیم.  

شهرهای زیادی رو انتخاب کردیم از مشهد که یه شهر زیارتی بود تا اصفهان و شیراز بخاطر ساختار قدیمی و بناهاشون و اخر سر کیش برای گشت و گذار و خوش گذرونی. در آخر دوتایی تصمیم گرفتیم که بریم کیش اما نمیدونستیم چطوری تا اینکه یکی از دوستان من بهم شرکت مسافرتی آریو پرواز قرن رو معرفی کرد و از مسافرتش به جاهای مختف با همین شرکت مسافرتی گفت و من میگفتم امکان نداره همچین شرایطی در اختیارمون قرار بدن و مطمئن بودم که داره بلوف میزنه و اغراق میکنه که بگه اره من توی شرایط عالی مسافرت رفتم.

همینطور که داشتم در اینترنت می گشتم و سایت های مختلف رو میدیدم چشمم به قیمتای نجومی مسافرت به کیش می خورد و دنبال راهی برای منصرف کردن رویا می گشتم تا چشمم خورد به سایت آژانس مسافرتی که دوستم بهم معرفی کرده بود. ناامیدانه وارد شدم و با تعجب قیمت هارو می دیدم دنبال پروازهای کیش می گشتم که دیدم شرکت یه تور عالی به سمت کیش گذاشته.

در  پوست خودم نمی گنجیدم البته خودمم سرزنش می کردم که حرف دوستم رو باور نکرده بودم و بهش تهمت دروغ زده بودم. خیلی با اعتماد به نفس به رویا گفتم سفر کیش درست شد خوشحال شد و ازم زمان و قیمت و جزییات و پرسید و بهش داستان دوستم و آژانس مسافرتی آریو پرواز قرنو قیمتای ارزون و سفر خوب و توضیح دادم.

 

رویا کمی گارد گرفت نسبت به این مساله که تور کیش خوب نیست و نمیتونیم بچرخیم توی جزیره و شروع کرد به منفی بافی. بهش گفتم بریم شرکت مسافرتی آریو پرواز قرن شرایط تور ارزان قیمت کیش رو بپرسیم تا خیال توام راحت بشه. دوست من که تعریف می کرد شرایطش عالی بود.

با کلی زحمت خانوم و راضی کردم که بیاد با هم بریم آژانس مسافرتی آریو پرواز قرن و راجع به تور کیش سوالاتمون رو بپرسیم.

صبح زود رفتیم و با یه شرکت خیلی تمیز و لوکس مواجه شدیم نه من نه رویا حقیقتا انتظار چنین فضای شیکی رو نداشتیم. بعد از ورود ما به شرکت خانومی بعد از معرفی خودشون به ما خوش اومد گفتن و ما شرایطمون رو برای خرید تور کیش بهشون توضیح دادیم و این رو هم گفتیم که با توجه به تصوراتی که رویا داره ممکنه با تور کیش موافق نباشیم.

 در کمال تعجب این خانم از ما پذیرایی کردن و من با خودم میگفتم الان رویا با تور کیش مخالفت کنه کجا رو جایگزین کنم که با بودجه ای که در نظر گرفتم همخونی داشته باشه. هر چی بیشتر خانوم پارسیان راجع به تور کیش و قیمت تور کیش  و شرایط تور کیش صحبت می کرد اشتیاق توی چشمای رویا بیشتر می شد جوری که میگفتم خدایا شکرت نظرش داره بر میگرده.

خانوم پارسیان چنان راجع به شرایط تور کیش کامل و با اعتماد به نفس توضیح دادن و انقدر شرایط خوب بود که هم من و هم رویا تور کیش رو با اشتیاق کامل قبول کردیم .

 

 

صحبت های مسئول فروش تور کیش و متقاعد کردن رویا راجع به تور کیش

 

خانمی که مسئول فروش تور کیش بودند از مکان های دیدنی کیش گفت و راجع به اینکه تور کیش ارائه شده اونها ما رو به بازدید از همه جاهای دیدنی مهم خواهد برد و ما با خرید تور کیش هیچ جای دیدنی کیش رو از دست نخواهیم داد.

رویا که دیگه کامل با تور کیش موافق بود بهم نظرشو گفت و من بدون اینکه تردید کنم رفتم سراغ نوشتن اسم هامون. مسئول فروش تور کیش اطلاعات و مدارکمون رو گرفت ودر مدت خیلی کوتاهی همه کارهارو به کمک یکی از همکارانش انجام داد.

در آخر هم مدارکمون رو به همراه مدارک مربوط به خرید تور کیش و رزو هتلی که در کیش قرار بود در اون اقامت داشته باشیم رو در اختیارمون گذاشت و قرار شد تا پس فردا آماده رفتن به کیش باشیم.

 

روز قبل مسافرت با تور کیش

من و رویا  که با شرایط عالی تور کیش سر از پا نمی شناختیم شروع کردیم به جمع کردن وسایل های لازم برای سفر، رویا کلی وسیله اماده کرده بود، از لباسای خودش گرفته تا لباسای من و ضد آفتاب و کلی چیز دیگه.

شب وسایل هارو آماده کرد و نزدیک در گذاشت و لباس هایی که قرار بود بپوشیم رو اتو کرد و یه وعده صبحانه از شب اماده کرد که صبح تاخیر نکنیم. کل شب استرس تور کیش رو داشت که مبادا خواب بمونیم هر یک ربع یه بار میپرسید ساعت گذاشتی؟ چیزی فراموش نکردیم؟ انقدر که منم استرس گرفته بودم و خوابم نمی برد.

 

تور کیش نوروز99

 

روز مسافرت با تور کیش

شب قبل که با هزار فکر و خیال خوابیدم صبح گوشیم زنگ زد و آروم آروم بیدار شدیم و وعده ایی که رویا آماده کرده بود رو خوردیم و لباس های اماده شده رو پوشیدیم و راه افتادیم. داخل فرودگاه با رهبر تور کیش اشنا شدیم. یک اقای خوش برخورد با قد بلند و لباسای صاف و اتو کشیده و خیلی مودب تا که مارو دید سلام کرد و خودش رو به ما معرفی کرد. اسمش اقای نکویی بود.

اقای نکویی همونطور که خودش می گفت نزدیک به ۵ سال رهبر تور بوده که ۳ سال گذشته رو رهبر تور کیش بوده و تجربه بسیاری داره که می تونه با راهنمایی هاش در طول مسیر و داخل جزیره ما رو با تمام جزیره آشنا کنه. اقای نکویی از برنامه تور کیش می گفت و از خاطرات شیرینش توی سفر کیش و ادمای جدید و کلی تجربه، طوری که شنونده با تمام وجودش شیرینی خاطراتش رو حس می کرد.

رویا که غرق حرفای اقای نکویی شده بود از جاذبه های گردشگری و فرهنگی و مردم محلی و بازار کیش پرسید. اقای نکویی با لبخند همه سوالای رویا رو مختصر توضیح داد و گفت به زودی خودتون می بینید و توضیح این سوالا در فضای کیش جذاب تر و دلنشین تره. در دامه حرفش می گفت تور کیش آژانس مسافرتی آریو پرواز قرن شمارو به همه جاهای معروف و دیدنی کیش میبره از این بابت خیالتون راحت باشه.

وقتی هواپیما فرود اومد رویا با شوق خاصی منتظر بود زودتر پیاده بشه. اقای نکویی جلوتر از همه حرکت می کرد و توضیح می داد. در فرودگاه بین المللی کیش پیاده شدیم و اقای نکویی به راننده ون آژانس مسافرتی آریو پرواز قرن زنگ زد. راننده بلافاصله اومد و با اون به سمت هتل رفتیم تا کمی استراحت کنیم.

در راه رویا به ساختمون ها و آدما و مغازه ها نگاه می کرد و هی به من می گفت یادت باشه اینجا حتما بیایم. وقتی که رسیدیم اقای نکویی افراد تور کیش رو به اتاقاشون رسوند.

 

شروع گردش و جاذبه های گردشگری کیش

 

بعد کمی استراحت و خوردن یک میان وعده اقای نکویی همه افراد تور کیش رو جمع کرد. رویا که خیلی ذوق داشت سریع آماده شد. در اون تایمی که من داشتم استراحت می کردم رویا داشت از اینترنت راجع به کیش می خوند. کلی اطلاعات به دست اورده بود و آماده گشت و گذار بود.

ون روبروی هتل منتظرمون بود اقای نکویی از جایی که قرار بود بریم حرف می زد. جایی بود به اسم کشتی یونانی که رویا خیلی راجع به اون خونده بود. اقای نکویی شروع  کرد به توضیح دادن و انقدر مسلط و عالی توضیح می داد که همگی گوش میدادن.

کشتی یونانی از جاذبه های گردشگری کیش هست که خیلی وقته به گل نشسته و خیلی بزرگه طوری که دیدنش بهت حس ابهت خاصی میده. چهره زنگ زده کشتی کنار توضیحات اقای نکویی به ادم حس عجیبی می داد. خیلی عجیب بود که کسی نمی دونست چرا کشتی یونانی به گل نشسته. اقای نکویی می گفت این کشتی بین خیلیا دست به دست شده و اخر به دست یه یونانی رسیده به همین خاطر اسم کشتی یونانی روش گذاشتن.

من و رویا کلی عکس با کشتی زنگ زده یونانی گرفتیم و بچه های تور کیش هم در حال عکس گرفتن و خاطره ساختن بودن. رویا به من می گفت چطور ممکنه یه کشتی به گل بشینه و کسی نفهمه. چطور ممکنه کسی ندونه که چرا کشتی یونانی به گل نشسته.

 

 

بعد اینکه همه افراد تور کیش از دیدن کشتی یونانی لذت کافی رو بردن اقای نکویی مقصد جدیدی رو مشخص کرد. با اعضای تور کیش راهی ساحل مرجان شدیم. یه ساحل فوق العاده زیبا که به همه پیشنهاد میکنم از اون دیدن کنن. ساحل پر از صدف های ریز و درشت بود، رویا که از دیدن این همه صدف به وجد اومده بود داشت اونارو جمع می کرد. ساختار ساحل گردشگری تفریحی بود طوری که خانواده های زیادی برای استراحت و تفریح اونجا بودن . امکانات ساحل از مواد غذایی گرفته تا وسایل های تفریحی فوق العاده بود.

انقدر خوب بود که رویا حتی دوست نداشت از اون جا بریم. غروب خورشید در ساحل خیلی زیبا بود خورشید به مرز دریا می رسید و رنگش با دریا یکی می شد. دریا قرمز رنگ می شد و اسمون کم کم داشت رنگ تیره می گرفت.

بچه های تور کیش که هیچ کدوم دوست نداشتن اونجارو ترک کنن به خاطر تاریکی هوا بلاخره متقاعد شدن. اقای نکویی که نگران سلامت اعضای تور کیش بود سریع به راننده ون زنگ زد و اون هم سریع خودش رو رسوند به جاییکه ما بودیم.

سوار ون که شدیم آهنگ شادی پخش شد و همگی خیلی حس خوبی پیدا کردیم. رویا از شیشه به بیرون نگاه می کرد و می دونستم توی ذهنش چی می گذره. به هتل که رسیدیم از رویا خواستم که سریع تر غذامونو بخوریم، دلیلش رو پرسید و من چیزی بهش نگفتم.

شب حدود ساعت ۹ با اقای نکویی صحیت کردم و بهش شرایط و توضیح دادم که تازه عروسی کردیم و نیاز داریم که توی شهر تنهایی بچرخیم. اونم موافقت کرد و ازمون خواست که مراقب باشیم و اگه اتفاقی افتاد با اون تماس بگیریم.

 

ساحل مرجان کیش

 

گردش شبانه من و رویا در کیش 

 

رویا که خبر نداشت چی تو ذهن منه راحت خوابیده بود. دلم نمیومد بیدارش کنم خسته بود اون تایمی که من استراحت می کردم اون در حال مطالعه بود. اما بیدارش کردم چون می دونستم که چقدر دوست داره تا مغازه های کیش رو بگرده و دونفری قدم بزنیم.

اروم بیدارش کردم و گفتم بیدار میشی بریم قدم بزنیم؟ با اینکه خسته بود بیدار شد و سریع اماده قدم زنی شد. ازش پرسیدم رویا کجا دوسداری بریم؟ اسم تک تک فروشگاهای کیش رو اورد. از بازار پردیس گرفته تا مرکز تجاری کیش و بازار مروارید و کلی بازار دیگه.

من با همون حالت تعجب داشتم نگاش می کردم که گفت خب بریم مرکز تجاری کیش. یه تاکسی روبه روی هتل بود از راننده خواستیم که مارو به مرکز تجاری کیش ببره. لحظه به لحظه از بچه های تور کیش دور می شدیم و به مرکز تجاری نزدیک تر.

وقتی رسیدیم چراغای رنگارنگ مرکز تجاری چشم رویا رو گرفت. رو به من می گفت این همون جاست که بهت گفتم بریم کلی اطلاعات راجع بهش داشت و این واقعا علاقه رویا به خرید رو می رسوند.

طبقه های مختلف مرکز تجاری کیش رو گشتیم و رویا در انتخاب لباس مشکل داشت. بعد کلی راه رفتن و جابه جا شدن بین طبقه ها بلاخره یه لباس خرید. ساعت حدودا ۱۱ شده بود و از رویا خواستم تا برگردیم و اونم که دیگه لباسشو خریده بود موافقت کرد.

روبه روی مرکز تجاری کیش دوباره تاکسی گرفتیم و راننده تاکسی کلی اهنگ برامون گذاشت و کلی حرف زد. از جاهای مختلف کیش و مردم محلی و پوشش مردم اونجا برامون گفت. راننده اهل کیش بود و اونجا رو به خوبی می شناخت.

راننده از شغل مردم محلی کیش می گفت که مردم کیش معمولا ماهی گیر و دامدار یا دریانورد و بازرگان هستند. مردم کیش موسیقی خاص خودشون رو دارن و ساز مخصوص اونها تبله. در غذاهای مردم کیش اغلب ماهی دیده میشه مثل انواع قلیه.

 

قبلا هم مردم کشت مروارید می کردند که سود خوبی داره براشون و می تونن اون رو به کشور های مخلتف به خصوص کشور های عرب حاشیه خلیج فارس بفروشند.

بعد کلی حرف زدن از راننده خواستم تا من و رویا رو نزدیک هتل پیاده کنه تا کمی قدم بزنیم. بعد پیاده شدن از تاکسی با رویا تا هتل قدم زدیم و راجع به تور کیش حرف زدیم و چیزایی که اون روز دیده بودیم.

بعد حدود ۴ ساعت بلاخره به هتل برگشتیم

وقتی به هتل رسیدیم ساعت نزدیک ۱ بود. اقای نکویی که ادم حساسی بود در لابی هتل منتظر اومدن ما بود. واقعا برام عجیب بود که یک نفر انقدر روی کارش و امنیت و سلامت مسافر هایی که مسئولیتشون رو قبول کرده حساس باشه.

ازش بخاطر دیر کردنمون دلجویی کردمدر مقابل اونم گفت که وظیفش بوده. با خودم فکر می کردم که چطور آژانس مسافرتی ... انقدر تورهای ارزون داره و بقیه شرکت های مسافرتی انقدر قیمت هاشون بالاست.

از اقای نکویی پرسیدم و جوابی که بهم داد قانع کننده بود که آژانس مسافرتی آریو پرواز قرن بخاطر شرایط خاصی که داره مشتریان زیادی داره که بخاطر تعداد بالای مشتری هاش سود کمتر می گیره که مشتری ها هم راضی باشن از طرفی هم این آژانس با شرکت های هواپیمایی و بسیاری از هتل های کیش قرارداد های مخصوصی داره که می تونه طبق اون قرار دادها بلیط هواپیما رو ارزون تر در اختیار مشتریانش قرار بده و هتل ها هم از نظر قیمتی تخفیف های ویژه همکاری رو به آژانس ارائه می دن.

شرایط رو به اقای نکویی توضیح دادم که اگر قیمت تور کیش شرکت مسافرتی آریو پرواز قرن چیزی بیشتر از این بود ما قادر نبودیم که به این مسافرت بیایم. اقای نکویی هم توضیح دادن که آژانس مسافرتی اونها تمام شرایط رو در نظر گرفته و این قیمت پایین ترین قیمت تور کیش در برابر سایر آژانس هاست و به دلایلی هم هست که قبلش به اونها اشاره کرده بود.

 

 

لیست رستوران های کیش

 

اولین صبح در کیش و صبحانه ی دست جمعی افراد

 

شب از خستگی حسابی خوابمون برد و نفهمیدم حتی کی خوابیدیم. صبح ساعت ۹ اقای نکویی با اتاق تماس گرفت و رویا تلفن رو برداشت. بعد چند دقیقه حرف زدن بهم گفت بیدارشو بریم برای صبحانه که همه جمعن. کل افراد تور کیش جمع بودن با لباسای تمیز و ظاهر اراسته.

بعد سلام و احوال پرسی با افراد حاضر در تور کیش صبخانه سر میز اومد. صبحانه هتل به شدت عالی بود و همه از صبحانه عالی هتل تعریف می کردن. بعد خوردن صبحانه که تازه انرژی بدن تامین شده بود اقای نکویی با راننده ون تماس گرفت و اون مثل قبل خودش رو بلافاصله رسوند.

اقای نکویی از یه مقصد جدید صحبت کرد که اسمش هتل داریوش بود. اروم اروم سوار ون شدیم و به سمت هتل داریوش رفتیم. اقای نکویی می گفت که هتل داریوش به سبک تخت جمشید ساخته شده و این برای من کمی غیر قابل تصور بود مگه می شد جایی شبیه تخت جمشید در کیش باشه؟

رویا که عکس های هتل داریوش رو در اینترنت دیده بود کلی تعریف کرد که شبیه تخت جمشید ساخته شده و خیلی بزرگه و چقدر اتاق داره و من بیشتر مشتاق دیدن هتل داریوش از نزدیک می شدم. بعد حدود یک ربع در مسیر بودن به هتل داریوش رسیدیم و همون چیزی بود که اقای نکویی و رویا می گفتن.

هتلی که به سبک تخت جمشید ساخته شده بود. خیلی جالب بود که حتی روی قسمت هایی از هتل نگاره گری هایی شده بود که به نظر قدیمی می اومد. اقای نکویی می گفت این هتل ۱۶۸ اتاق داره و کل افراد حاضر در تور کیش با دیدن عظمت هتل داریوش توی پوست خودشون نمی گنجیدن.

 

 

حرکت تور کیش به سمت قسمت سرسبز جزیره

 

بعد از دیدن هتل داریوش نوبت به گشت و گذار در طبیعت رسید، همراه افراد تور کیش سمت قسمت های سرسبز کیش رفتیم. البته ون تا جایی می تونست بره و ازون بعد رو مجبور بودیم که خودمون پیاده بریم. همگی از ماشین پیاده شدیم و شروع به قدم زدن کردیم.

اقای نکویی از پوشش گیاهی کیش می گفت فضای سرسبز اون قسمت انقدر زیبا بود که همگی از بودن توی اون نقطه لذت می بردیم. اون قسمت درختای خرما و سبزه های کوتاهی داشت. اقای نکویی از درخت هایی می گفت که بومی کیش نیستن و متعلق به کشورای دیگه هستند مثل کهور و ابریشم.

اقای نکویی تا حدی هم دلیل این پوشش غیر بومی اون منطقه رو توضیح دادن و اون هم حمله کردن و تصرف کیش توسط کشورهای دیگه بود. هوا در تمام مدتی که اونجا بودیم گرم و مرطوب بود و در شب هوا خیلی خنک تر می شد .

 

حرکت دوباره سمت فروشگاه

 

بعد اینکه اون منطقه رو به طور کامل بازدید کردیم اقای نکویی جایی رو پیشنهاد کرد و خیلی از اون تعریف کرد. همگی مشتاق دیدن اونجا بودیم. تا جایی که ون  متوقف شده بود پیاده قدم زدیم و اهنگ خوندیم و شاد بودیم.

اقای نکویی کل افراد تور کیش رو به بازار مروارید برد. اونطور که از تعریف های اقای نکویی بر می اومد بازار مروارید هم شبیه تخت جمشید ساخته شده و این برای من خیلی جالب بود چون نمونه معماری شبیه تخت جمشید یا همون هتل داریوش رو همون روز دیده بودم.

وقتی به بازار رسیدیم زیبایی بازار وصف نشدنی بود. معماری بازار مروارید الهام گرفته از سازه های هخامنشی داشت رویا که با دیدن بازار خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود ازم خواست تا عکس بگیریم. رویا راجع به بازار می گفت که ۸ بازارچه داخل این بازار وجود دارن و این بازار ۱۲ در ورودی داره.

جالب بود که اسم همه ی بازارچه ها هم فارسی بودن. تالار مرکزی به شدت زیبا بود و پر از رنگ و هنر بود. داخل بازار همه جور وسایلی فروخته می شد که بازار رو شگفت انگیز تر می کرد.

بعد کلی تفریح و گردش و اشنایی با جنبه های مختلف کیش و تجربه مسافرت با تور کیش و اشنایی با ادم های جدید و از همه مهم تر ماه عسل من و رویا با خودم می گفتم اگه شرکت مسافرتی ... نرخ تور کیش رو مثل بقیه شرکت های مسافرتی میذاشت نه من نه رویا نمی تونستیم کیش بیایم و انقدر خاطره خوب بسازیم .

 

روز اخر مسافرت با تور کیش

 

روز اخر همه افراد تور کیش هم خوش حال بودیم و هم ناراحت. ناراحت چون تازه همدیگه رو شناخته بودیم و لحظه های خوش ساخته بودیم و مسافرت چند روزه امون داشت تموم می شد و خوش حال چون خیلی لحظه های قشنگی ساخته بودیم و حالا نوبت اون شده بود که به زندگی هامون و کارهایی که داشتیم برگردیم و با انرژی به دست اومده از این سفر روزها و حتی ماه های آینده ارو بترکونیم.

اقای نکویی همه افراد تور کیش رو سوار ون کرد و راهی فرودگاه بین المللی کیش شدیم. توی هواپیما من و رویا داشتیم عکسایی که گرفته بودیم رو می دیدیم و به لحظه های خوشی که ساخته بودیم فکر می کردیم. رویا هم دفترچه خاطراتشو دراورد و شروع کرد به کامل کردنش.

حدود ۲ ساعت پرواز داشتیم و همگی به سفرمون فکر می کردیم. رویا که خیلی سفر با تور کیش براش لذت بخش بود داخل دفتر خاطراتش نوشت که نظرش در اوایل تصمیمون برای رد کردن تور کیش اشتباه بوده و این سفر خیلی براش شیرین بوده.

 

وقتی رسیدیم تهران بعد گرفتن چمدونامون همگی جلوی در منتظر بودیم، همه با هم خدافظی کردن بعد خدافظی با همه پیش اقای نکویی رفتم و گفتم اشنایی باهاتون بسیار برام با ارزش بود و سفر خیلی لذت بخشی بود. اون هم همین حس رو نسبت به این سفر داشت .

با رویا به سمت خونه رفتیم و بعد یه دوش گرفتن کاری که باید انجام می دادم پیام دادن به دوستم و ازش تشکر کردم بابت معرفی آژانس مسافرتی آریو پرواز قرن. اگه اون نبود که تور کیش رو به ما معرفی کنه ما هم نمیتونستیم به مسافرت بریم چون قیمت های تور کیش شرکت های دیگه خیلی بالا بود.

خاطراتی که خوندید تنها بخش کوچکی از خاطرات فراوان من و رویا بود. اگه قصد دارید تا شما هم سفر به کیش رو تجربه کنید پیشنهاد میکنم که زمان رو از دست ندید و از خدمات تور کیش ارزان آژانس مسافرتی آریو پرواز قرن استفاده کنید. برای این کار تنها کافیه با شماره های موجود بر روی سایت این آژانس تماس بگیرید تا کارشناسان اونها شما رو هم مثل ما راهنمایی کنند.

تور کیش

تور کیش نوروز

تور کیش اسفند

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر

نظر خود را راجع به این سفرنامه در فرم زیر وارد نمایید.

برای این محصول نظری ثبت نشده است.

تورهای لحظه آخری

اطلاع از قیمت و رزرو تور

در صورتی که تمایل دارید پیامک و آفرهای ما را دریافت کنید فرم زیر را تکمیل بفرمایید.

اطلاعات تماس

آدرس : سهروردی شمالی نبش کوچه آزادی پلاک 276 طبقه سوم واحد 14
تلفن : 02141365 -
فکس : 88543424 -
ایمیل : info@arioparvaz.com

آخرین پست های ما

instagram.com/arioparvaz

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به شرکت آریو پرواز قرن می باشد. طراحی سایت و بهینه سازی سایت : ایده پویا